پورتال اندیشمندان علوم انسانی و اسلامی
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

496رکورد در مدت زمان 0.046ثانیه
عبارت مورد جستجو :
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله: اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً. ترجمه: پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود: براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود. جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556
طبری درباره این توهّم ساختگی می نویسد : « یک یهودی به نام عبدالله بن سبا در صنعا ، در زمان عثمان اظهار مسلمانی کرد و در بین مسلمانان نفوذ نمود و شروع به رفت و آمد در شهرها و مراکز مسلمانان همچون شام ، کوفه ، بصره ومصر کرده و بشارت می داد که پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه وآله ) هم مانند عیسی بن مریم باز خواهد گشت و علی ( علیه السلام ) وصیّ محمد ( صلّی الله علیه وآله ) است ، آنگونه که هر پیامبر را جانشینی است . وعلی خاتم اوصیاست ، آن سان که حضرت محمد خاتم پیامبران است و عثمان حق این وصیّ را غصب کرده و در حق او ستم نموده است ، پس باید با او مبارزه کرد تا حق به حقدار برسد .
باید با استفاده از تجربه مذاکرات هسته ای یعنی اثبات ضرورت بی اعتمادی به امریکا، مسیر حرکت و پیشرفت کشور را ادامه داد.امام خمینی «مؤمنِ متعبدِ انقلابی» بوده چرا که امام بزرگوار، « مؤمن به خدا « ، « مؤمن به مردم»، «مؤمن به هدف» و « مؤمن به راهی بود که او را به این هدف می رساند».امام، « امامِ انقلابی » بود و همین صفت علت اصلی عصبانیت قدرتهای مادی از ایشان است.قدرتها از کلمه انقلاب و انقلابی گری ملت ایران به شدت هراس دارند و علت اصلی فشارهایی که در طول سالهای متمادی با بهانه های مختلف از جمله موضوع هسته ای و حقوق بشر به ملت وارد شده است ، خصوصیت انقلابی گری ملت ایران و نظام اسلامی است.
درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود «امین» را به یکی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مکیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند. گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود؛ و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می دهند تا آنجا که ملکی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم که می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.
در زمان حیات امام صادق(ع) کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق(ع) عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی که در کتب اسماعیلیه مذکور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگ ترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را عبدالله افطح می دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق (ع) را نداشت و به قول شیخ مفید در”ارشاد” متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگ ترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی کردند که فطحیه موسوم هستند
ملاحسین کاشفی در کتاب"روضه الشهداء"(139)می نویسد که حضرت امام کاظم(ع) را 60 فرزند که 37 تن دختر و 23 تن پسر بوده منتهی اسامی آنها را بجز آنهائیکه دارای عقب بوده اند ذکر ننموده است.صاحب کتاب"زینه المجالس"(140)نقل از حمدالله مستوفی می گوید که حضرت را 37 پسر و 8 دختر بوده است.همچنین در کتاب گزیده تاریخ مسطور است که حضرت را 51 پسر و 28 دختر بوده که بسیار بعید است زیرا در هیچ کتابی شمار اولاد آنحضرت را 79 تن ننوشته اند مگر اینکه فرزند زادگان آن حضرت اضافه کرده یا سهوی در قلم کاتب شده است، اضافا حسن را از اولاد آن حضرت دانسته و می گوید که قبر محسن در فراهان عراق عجم که از بلاد قم است می باشد و به زاهد محسن معروف و ابوالخیر را هم از جمله پسرهای آن امام نامبرده است.
این روایت را مؤلف «جنة العاصمة»، از «کشف اللئالی» تالیف صالح بن عبد الوهاب عرندس، نقل می کند. همچنین در «مستدرک سفینة البحار»، از «مجمع النورین» مرحوم فاضل مرندی نقل شده و نویسنده «ضیاء العالمین» جد امی صاحب جواهر نیز این روایت را در کتاب خود آورده است. توضیح عبارت «لولا فاطمه لما خلقتکما» بطور اجمال این است که اگر به خاطر مقام عبودیت نبود نبوت و امامت به غایت خود نرسیده بود چرا که نبوت و امامت مقدمه ای برای رسیدن به مقام عبد مطلق است. این مقام در خود پیامبر(ص) و علی(ع) نیز بود ولی در فاطمه(س) منحصراً همین مقام تجلی کرد. بنابراین در این روایت تکیه اصلی بر آن حضرت سلام الله علیها شده است.
در زمان حیات پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله اختلافات اعتقادى در میان امت اسلامى پدید نیامد؛ اما پس از رحلت ایشان ، بلکه از همان روز، اختلاف بر سر خلافت و امامت ، امت اسلام را به دو شاخه شیعه و سنى تقسیم کرد. بنابراین خلاء حجیت و رهبر اعتقادى مورد قبول همه مسلمین ، نخستین دلیل اختلافها و پیدایش مذاهب اسلامى است . اصولا محدودیت قواى ادراکى انسان و عدم توانایى او براى حق قطعى همه مسائل اعتقادى از جمله مهمترین علل اختلاف انسانهاست . در مواردى که مساءله به روشنى قابل حل نیست هر کس به حدس و گمانى مى رسد که ممکن است با حدس و گمان دیگران متفاوت باشد. در نتیجه اختلاف نظرها آشکار مى شود، و این اختلافها وقتى در مسائل اساسى و مورد علاقه مردم باشد گاه به پیدایش فرقه هاى مختلف مى انجامد. همین مساءله دلیل ارسال پیامبران و دستگیرى خداوند از طریق انبیا و اولیاست . پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله که براى تعلیم مردم و بیان حقایق و احکام الهى مبعوث شده بود، در مدت کوتاه رسالتش فرصت بیان همه مطالب را براى مردم نیافت .
فرقه فطحیه 9 بهمن 1395 21:29
این گروه به همان گفتار برخى فطحیه برگشتند ، و با این که منکر امامت عبداللّه بودند ، ولى به خاطر توجیه و تصحیح عقیده خود (امامت جعفر) اقرار کردند که امام کاظم (علیه السلام) امر امامت را از وصیت برادر (عبداللّه) دریافت کرده است ، رهبر این گروه (قائلان به امامت جعفر) على بن طاحى خزاز از متکلّمان اهل کوفه و مشهور به فطحیه بود (فرق الشیعه ، ص99 ، المقالات والفرق ، ص110 نوبختى ، در شرح حال سیزدهمین فرقه عصر حضرت مهدى (علیه السلام) که معتقد بودند منصب امامت از این روى به جعفر رسیده است که امام پیشین بدون به جا گذاشتن فرزند از دنیا رفته است و جعفر فرزند بزرگ تر نیز است ، مى گوید:
رسول گرامی اسلام(ص) در سفارش های خویش به جناب ابی ذر غفاری بر اهمیت و جایگاه والای مومن اشاره کرده و فرموده است: ای ابوذر هنگامی که مومنی از دنیا می رود زمین تا چهل روز برای فقدان او گریان و عزادار است. (مکارم الاخلاق ص 465) در روایات متعددی از پیامبر(ص) و معصومین آمده است هنگامی که عمر بنده به چهل سالگی می رسد خداوند به دو فرشته مراقب او می گوید: از این پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم او را ثبت کنید. (الخصال ج2 ص 545) در حدیث دیگر آمده است کسانی که به چهل سالگی می رسند و توبه نمی کنند، شیطان دستی به صورت آنها کشیده و می گوید: پدرم فدای رویی که رستگار نمی شود. (روح المعانی ج 26 ص 29) این روایات همه از این حقیقت خبر می دهد که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت تر می شود.
  • تعداد رکوردها : 496